کلبه ای می سازم پشت تنهایی شب

کلبه ای می سازم ..... پشت تنهایی شب
زیر این سقف سیاه ،، که به زیبایی دل تنهای تو باشد..

پنجره هایش از عشق ،،
سقفش از عطر بهار ،،
رنگ دیوار اتاقش گل یاس ،،

عکس لبخند تو را می کوبم روی ایوان حیاط ،،
تا که هر صبح اقاقی ها را از تو سرشار کنم ..

همه ی دلخوشی ام بودن توست ،،
و چراغ شب تنهایی من ،، نور چشمان تو است ..

کاشکی در سبد احساسم ،، شاخه ای مریم بود ،،
عطر آن را با عشق ،، توشه راه گل قاصدکی می کردم ،،
که به تنهایی تو سربزند ..

تو به من نزدیکی و خودت می دانی ،،
شبنم یخ زده ی چشمانم ،،
در زمستان سکوت ،،
گرمی دست تو را می طلبید..!!

دیدگاه ها (۱)

آدمــها یکـــــــ بار عمیـــــــــــــقاً عــــــــــــــاشق...

"" ﻫﻔﺖ ﭘﻨﺪ ﻣﻮﻻﻧﺎ ""ﺷﺐ ﺑﺎﺵ : ﺩﺭ ﭘﻮﺷﯿﺪﻥ ﺧﻄﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥﺯﻣﯿﻦ ﺑﺎﺵ : ...

.

.

از تو چیز زیادی نمی خواهم...تنها قطعه ای از شرجیِ حنجره ات ر...

‏‍خسته جانی هستمکه تنم رنجور ناملایمات زندگی ستاز روزهای سخت...

جنگی حاجی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط