بگذار تمام گُل ها را برایت بچینم

بگذار تمام گُل ها را برایت بچینم
تا زنبورها راهِ خانه ی ما را یاد بگیرند
و رازِ عسل را
از چشم های تــو کشف کنند ؛
اما نه
نمی خواهد !
می ترسم تـــو را بجای ملکه
به کندو ببرند ...
دیدگاه ها (۵)

🔘 داستان کوتاهدر چمنزاری خرها و زنبورها در کنار هم زندگی می ...

‏در نقد بلاگر-سلبریتی‌های نورسیده‌ی علوم انسانی/ آن‌ها چه وی...

میدونستین زنبور عسل بیشتر از یک شکم دارد!!خداوند متعال در ق...

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

خانه‌ای کوچک…اما قلبی بزرگ‌تر از تمام مسیر.در راه حسین(ع)، د...

سناریو قهوه با بوی شکلات

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط