روزگاری

روزگاری
یک تبسم
یک نگاه
خوش تر از گرمای صد آغوش بود

فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۱)

چـو پـریـد سوی بامت ، ز تنم کبوتر دل به فغان شدم چو بلبل...

آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتی کی بود؟کجا رفت؟چرا بود و چر...

حقیقت اینست که برتری نسبت به دیگران هیچارزشی نداردارزش حقیقی...

خــدایادستم به آسمانت نمی‌رسداماتوکه دستت به زمین می‌رسدعزت ...

چاره جز آنکه.. به آغوش تو بگریزم نیست..! #فریدون_مشیری..🌟......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط