انتقام خونین
انتقام خونین
ادامه ی پارت۷
چند ماه بعد....
ویو رومینا
امروز قرار داشتم با نازنین می خواستیم بریم بیرون ومن آماده شده بودم پسرا هم توی حال نشسته بودن
اتمام ویو رومینا
رفتم پایین
رومینا:هلو(همون سلام)
یونگی:کجا
رومینا :دور دور با
کوک:نازنین
رومینا:اره
وی:مراقب باش
جیهوپ:باچی میرید
رومینا:موتور
جیمین:باشه بایی
رومینا:خدافظ
(عکس لباس هارو میزارم)
رومینا رفت پایین
نازنین:اوخانم خوشگله
رومینا :ژون ژزاب(بچه گونه )
نازنین :بپر بالا
رومینا :کلاه کاسکت
نازنین :بفر(جین اومد تو)
جین:تو دختره ی هر~زه(سیلی زد به رومینا)
رومینا:تو چته هاااااااا؟؟
جین :با پسرا میگردی !!
نازنین: من پسر نیستم(کلاه کاسکت رو در آورد)
رومینا:ای خون برات دارم
(جین فقط داشت به نازنین نگاه می کرد)
رومینا:بهش نگاه نکن
جین :(یه سیلی دیگه زد به رومینا)خفه شووووو(داد)
ویوتهیونگ
داشتم با پسرا ورق بازی میکردیم(پاستور) که صدای داد و .....می اومد سریع رفتیم پایین
که دیدم رومینا افتاده زمین و نازنین رفته سمتش
اتمام ویو تهیونگ
یونگی:رومینا حالت خوبه می شنوی چی میگم رومینا
نازنین :صب کن من می دونم چشه الان خوب میشه دورش رو خلوت کنید
جیهوپ:باشه
نازنین:رومینا حالت خوبه منو ببین سعی کن چشاتو باز کنی می دونم سخته درد داره نفس بکش اره همینجوری آفرین همینه
ویو رومینا
بعد از سیلی دوم جین دررفت و من افتادم زمین چشام سیاهی رفته بود و هیچی نمی تونستم ببینم و حتی بعضی صداها رو بزور می شنیدم نفس نمی تونستم بکشم سرم داشت گیج میرفت احساس تهوع می کردم
اتمام ویو رومینا
وی:حالت خوبه
رومینا :اره(داشت بلند میشد نزدیک بود بیفته که................
ادامه ی پارت۷
چند ماه بعد....
ویو رومینا
امروز قرار داشتم با نازنین می خواستیم بریم بیرون ومن آماده شده بودم پسرا هم توی حال نشسته بودن
اتمام ویو رومینا
رفتم پایین
رومینا:هلو(همون سلام)
یونگی:کجا
رومینا :دور دور با
کوک:نازنین
رومینا:اره
وی:مراقب باش
جیهوپ:باچی میرید
رومینا:موتور
جیمین:باشه بایی
رومینا:خدافظ
(عکس لباس هارو میزارم)
رومینا رفت پایین
نازنین:اوخانم خوشگله
رومینا :ژون ژزاب(بچه گونه )
نازنین :بپر بالا
رومینا :کلاه کاسکت
نازنین :بفر(جین اومد تو)
جین:تو دختره ی هر~زه(سیلی زد به رومینا)
رومینا:تو چته هاااااااا؟؟
جین :با پسرا میگردی !!
نازنین: من پسر نیستم(کلاه کاسکت رو در آورد)
رومینا:ای خون برات دارم
(جین فقط داشت به نازنین نگاه می کرد)
رومینا:بهش نگاه نکن
جین :(یه سیلی دیگه زد به رومینا)خفه شووووو(داد)
ویوتهیونگ
داشتم با پسرا ورق بازی میکردیم(پاستور) که صدای داد و .....می اومد سریع رفتیم پایین
که دیدم رومینا افتاده زمین و نازنین رفته سمتش
اتمام ویو تهیونگ
یونگی:رومینا حالت خوبه می شنوی چی میگم رومینا
نازنین :صب کن من می دونم چشه الان خوب میشه دورش رو خلوت کنید
جیهوپ:باشه
نازنین:رومینا حالت خوبه منو ببین سعی کن چشاتو باز کنی می دونم سخته درد داره نفس بکش اره همینجوری آفرین همینه
ویو رومینا
بعد از سیلی دوم جین دررفت و من افتادم زمین چشام سیاهی رفته بود و هیچی نمی تونستم ببینم و حتی بعضی صداها رو بزور می شنیدم نفس نمی تونستم بکشم سرم داشت گیج میرفت احساس تهوع می کردم
اتمام ویو رومینا
وی:حالت خوبه
رومینا :اره(داشت بلند میشد نزدیک بود بیفته که................
- ۱۷۶
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط