کاش میشدخویشتن رابشکنیم

کاش میشدخویشتن رابشکنیم
یکشب این تندیس تن رابشکنیم.
بشکنیم این شیشه صدرنگ را
این تغافل خانه ی نیرنگ را
آسمان دوستی آبی تر است
شب در این آیینه مهتابی تراست
من نمیگویم کسی بی دردنیست
هر کسی دردی ندارد مرد نیست
لیک میگویم که فصل سوختن
آب را هم می توان آموختن
خنده هارا می توان تقسیم کرد
گریه ها را می توان ترمیم کرد
گر خطرمی بارد ازاین فصل سرد
دوستی را باید اول بیمه کرد
عشق با لبخند مردم زنده است
زندگی هم با تبسم زنده است!!!
دیدگاه ها (۶)

ﭘﺴﺖ ﺁﺧﺮاﻣﺸﺒﻢ خدایابه دل نگیر اگرگاهی "زبانم " ازشکرت باز می ...

سلام که تکرار شود ،"آرامش" ، قطره قطره یکدورت های جان را شست...

ﺿﺮﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﻭﺷﮑﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﻧﮕﻔﺘﯿﻢ ﭼﺮﺍ؟ !ﻣﺎ ﺩﻫﺎﻥ ﺍﺯ ﮔﻠﻪ ﺑﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﻧﮕ...

خداوند معشوق نیست,او خود “عشق” است…کدامین معشوق می تواند بگو...

من نمیگویم کسی« بی درد » نیستهر کسی دردی ندارد، « مرد » نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط