سناریو ساسونارو
سناریو ساسونارو
✨️『بــر روی بــرج یا در آسمان؟』🪐
در دنیایی که هر شهر و سرزمین روی سیارهای جداگانه قرار گرفته و آسمان با مسیرهای بیپایان ستارهای به هم متصل شده است، مردم بر اساس طبقهی اجتماعیشان زندگیهای کاملاً متفاوتی دارند.
در بالاترین طبقات، خاندانهای سلطنتی بر سیارههای خود حکومت میکنند؛ درحالیکه در پایینترین طبقات، نامهرسانها بر پشت موجودات افسانهایای به نام «گذربالها» میان سیارهها سفر میکنند و پیامها، بستهها و خبرها را به دورترین نقاط کهکشان میرسانند.👑📜
ساسکه اوچیها، شاهزاده ۱۳ ساله و وارث خاندان اوچیها، از زندگی اشرافی خود بیزار است. پس از از دست دادن برادرش و تحمل فشارهای خانواده، تنها چیزی که برایش آرامش میآورد ستارهها هستند. او مخفیانه روزهای فرد به برجی متروکه در یکی از سیارههای نزدیک عمارت خاندانش میرود؛ جایی که دور از چشم همه میتواند به رؤیای قدیمی خود، یعنی ستارهشناس شدن، نزدیک شود.🌌🫴🏻
اما ساسکه نمیداند که در روزهای زوج، شخص دیگری نیز از همان برج استفاده میکند.
ناروتو اوزوماکی، یک نامهرسان هم سن او و پرانرژی، هر زمان که از سفرهای طولانی خود میان سیارهها بازمیگردد، به آن برج پناه میآورد تا استراحت کند و همراه گذربال وفادارش، کوراما، روباهی نه دم غول پیکر چند ساعتی را در آرامش بگذراند.🦊🍥
وقتی ساسکه سرانجام تصمیم میگیرد نیمهشب یکی از روزهای زوج به برج برود و راز حضور فرد ناشناس را کشف کند، با پسری روبهرو میشود که هیچ شباهتی به آدمهای سیارهی او ندارد.
یک شاهزادهی تنها و محتاط.💙
و یک نامهرسان شجاع و بیپروا.🧡
آنچه با دعوا بر سر مالکیت یک برج قدیمی آغاز میشود، کمکم به دوستیای تبدیل میشود که مسیر زندگی هر دوی آنها را برای همیشه تغییر خواهد داد.
زیرا گاهی میان ستاره های بی نهایت، چیزی ارزشمندتر از هر صورت فلکی وجود دارد.
کسی که بالاخره تو را پیدا میکند؛
یا بر روی برج یا در آسمان✨️
✨️『بــر روی بــرج یا در آسمان؟』🪐
در دنیایی که هر شهر و سرزمین روی سیارهای جداگانه قرار گرفته و آسمان با مسیرهای بیپایان ستارهای به هم متصل شده است، مردم بر اساس طبقهی اجتماعیشان زندگیهای کاملاً متفاوتی دارند.
در بالاترین طبقات، خاندانهای سلطنتی بر سیارههای خود حکومت میکنند؛ درحالیکه در پایینترین طبقات، نامهرسانها بر پشت موجودات افسانهایای به نام «گذربالها» میان سیارهها سفر میکنند و پیامها، بستهها و خبرها را به دورترین نقاط کهکشان میرسانند.👑📜
ساسکه اوچیها، شاهزاده ۱۳ ساله و وارث خاندان اوچیها، از زندگی اشرافی خود بیزار است. پس از از دست دادن برادرش و تحمل فشارهای خانواده، تنها چیزی که برایش آرامش میآورد ستارهها هستند. او مخفیانه روزهای فرد به برجی متروکه در یکی از سیارههای نزدیک عمارت خاندانش میرود؛ جایی که دور از چشم همه میتواند به رؤیای قدیمی خود، یعنی ستارهشناس شدن، نزدیک شود.🌌🫴🏻
اما ساسکه نمیداند که در روزهای زوج، شخص دیگری نیز از همان برج استفاده میکند.
ناروتو اوزوماکی، یک نامهرسان هم سن او و پرانرژی، هر زمان که از سفرهای طولانی خود میان سیارهها بازمیگردد، به آن برج پناه میآورد تا استراحت کند و همراه گذربال وفادارش، کوراما، روباهی نه دم غول پیکر چند ساعتی را در آرامش بگذراند.🦊🍥
وقتی ساسکه سرانجام تصمیم میگیرد نیمهشب یکی از روزهای زوج به برج برود و راز حضور فرد ناشناس را کشف کند، با پسری روبهرو میشود که هیچ شباهتی به آدمهای سیارهی او ندارد.
یک شاهزادهی تنها و محتاط.💙
و یک نامهرسان شجاع و بیپروا.🧡
آنچه با دعوا بر سر مالکیت یک برج قدیمی آغاز میشود، کمکم به دوستیای تبدیل میشود که مسیر زندگی هر دوی آنها را برای همیشه تغییر خواهد داد.
زیرا گاهی میان ستاره های بی نهایت، چیزی ارزشمندتر از هر صورت فلکی وجود دارد.
کسی که بالاخره تو را پیدا میکند؛
یا بر روی برج یا در آسمان✨️
- ۷۲۲
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط