پارت ۵۶ ☆

پارت ۵۶ ☆
سینا :رها ظرفا رو شستی بیا تو اتاق
ای بابا باز اینا میخوان بشینن حرف بزنن من نمیدونم اینا چی دارن که اینقدر حرف میزنن
دوتایی ظرفا رو شستی که رها رفت تو اتاق و سینا دنبالش ودر بستن
پرهام داشت با گوشیش ور میرفت که منو دید گوشیشو خاموش کرد ....
-پرهام نمیخوای روپوشتو بشوری ؟اگه میخوای بده میخوام روپوشمو بشورم مال توهم بشورم
پرهام :نه نمیخواد دیگه خیلی زحمت دادم میرم خونه میشورم مرسی
-در هر صورت فرقی نداره
پرهام :نه دیگه باید برم
-عه میری ماشینو بگیری ؟
پرهام :اره ماشینو میگیرم بعد میام داروخونه
-باشه میبینمت
و را افتاد سمت در
جلو در که رسید برگشت سمتم
پرهام :.................
برگرفته از رمان گره #ماکانی
دیدگاه ها (۲۶)

پارت ۵۷ ☆پرهام :بیتا تو خیلی مهربونی ازت ممنونم با گفتن این ...

پارت ۵۸ ☆هندزفریو از گوشم در آوردم و خیره شدم به خیابون .......

پارت ۵۵ ☆-عه رها دروغ نگو اگه نه منم میگم تاحالا چندبار غذا ...

پارت ۵۴ ☆از حرفای رها به شدت عصبانی بودم صدامو یکم بلند کردم...

سلام به داداشای گلم 🤣شرمنده جدیداً روح روانم بر هم ریخته🤣خب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط