‌ داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدم

‌ داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدم
مثل مویت در نسیم، من هم پریشانت شدم

عاقبت ثابت شود بودی نشانی از حیات
نبض من با دست تو اینگونه درمانت شدم

ناخوش احوالم ببین ،از دوری ات تب کرده ام
من برای درد خود محتاج دستانت شدم

از تب پیشانی ام دیوانه شد تب سنج من
با تب و احساس غم، آن درد پنهانت شدم

درد دوری از تو را دکتر کجا می فهمدش
من که از لبخند تو بیمار و درمانت شدم....
دیدگاه ها (۵۲)

دل فروشی مست هستم ، قلب صادق می خری؟ خسته از عشقم ، بگو این ...

آمدم عاشق شوم مستی کنم حالش نبودنام من در قهوه و فنجان و در...

قسم به آنچه نوشتم برای من مردیتویی که خاطر من را همیشه آزردی...

رفتنت را همه ی اهل محل فهمیدندآخرِ شعر فقط نامِ تو را میدیدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط