کوک : باشه ما هم میایم
کوک : باشه ما هم میایم
لیا : شاید دخترا معذب بشن آقای جئون
کوک : خب معذبن چون واقعا نمیدونیم چی کار کنیم
لیا : بچه ها معذبین
لیسا : نه مگه نه
بقه ی اعضا هم به معنای نه سر تکون دادن
لیا : خیلی خب بیاین و لی جئون وای به حالته اگه موقع یاد دادن کرن بریزی فهمیدی
کوک : باشه بابا کرم نمیریزم 😂
لیا : امیدوارم
کوک : امیدوارم نباش مطمئن باش
لیا : بازم امیدوارم ( عجب نفهمی هستی ! )
کوک : لیا ( کمی داد )
لیا : 😂
کوک : خب کدوم انبار میرین
لیا : انبار اسلحه ها
کوک : پس میبینمتون
لیا : آها مینا و لیام با شمان
کوک : آره با ماشین پشت سرمونن
لیا : میگم مینا نیاد
کوک : چرا ؟
لیا : مگه از صدای اسلحه نمیترسه
کوک : نه بابا اون موقع سه سالش بود
لیا : باشه پس اوکیه
کوک : باشه بای بای
لیا : خدافظ
پایان مکالمه
" ویو لیا "
بعد از اینکه با کوک حرف زدم گوشی رو قطع کردم و روبه دختر ها گفتم
لیا : ...
توروخدا کامنت و لایک کن توروخدا
بای بای 🧷🫂❤️🩹
لیا : شاید دخترا معذب بشن آقای جئون
کوک : خب معذبن چون واقعا نمیدونیم چی کار کنیم
لیا : بچه ها معذبین
لیسا : نه مگه نه
بقه ی اعضا هم به معنای نه سر تکون دادن
لیا : خیلی خب بیاین و لی جئون وای به حالته اگه موقع یاد دادن کرن بریزی فهمیدی
کوک : باشه بابا کرم نمیریزم 😂
لیا : امیدوارم
کوک : امیدوارم نباش مطمئن باش
لیا : بازم امیدوارم ( عجب نفهمی هستی ! )
کوک : لیا ( کمی داد )
لیا : 😂
کوک : خب کدوم انبار میرین
لیا : انبار اسلحه ها
کوک : پس میبینمتون
لیا : آها مینا و لیام با شمان
کوک : آره با ماشین پشت سرمونن
لیا : میگم مینا نیاد
کوک : چرا ؟
لیا : مگه از صدای اسلحه نمیترسه
کوک : نه بابا اون موقع سه سالش بود
لیا : باشه پس اوکیه
کوک : باشه بای بای
لیا : خدافظ
پایان مکالمه
" ویو لیا "
بعد از اینکه با کوک حرف زدم گوشی رو قطع کردم و روبه دختر ها گفتم
لیا : ...
توروخدا کامنت و لایک کن توروخدا
بای بای 🧷🫂❤️🩹
- ۸۸
- ۰۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط