به هوای تو شدم زار و تو انگار نه انگار

به هوای تو شدم زار و تو انگار نه انگار
پرم از حسرت دیدار و تو انگار نه انگار
"دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم"
آه از این عشق شرر بار و تو انگار نه انگار
آنچه از مدتِ دوریِ تو ای یار کشیدم
به غزل میکنم اقرار و تو انگار نه انگار
رزِ نازِ تو بنازم که به هر پیچشِ نازش
میدهد اینهمه آزار و تو انگار نه انگار
سقفِ تنهاییِ من با همه سنگینیش آخر
میشود بر سرم آوار و تو انگار نه انگار
دراتاقی که به اندازه ی دلتنگی من نیست
منم و گوشه ی دیوار و تو انگار نه انگار
نه سلامی و علیکی نه پیامی و نه پیکی
آه از این بغضِ تلنبار و تو انگار نه انگار
شبِ بارانی و هذیانِ دلِ عاشقِ زارم
و گلِ اخمِ پرستار و تو انگار نه انگار
دیدگاه ها (۳)

به هوای تو شدم زار و تو انگار نه انگارپرم از حسرت دیدار و تو...

همایون رحیمیان

رمان تمناقسمت53توی یه اتاقم که درو دیواراش همه سفیده مدام خو...

حلقه مارP:23نیم‌روز بعد هوای سرد بیمارستان روی پوست صورتش می...

سردار سرسپرده جولان عشق کیست؟تنها امیر فاتح میدان عشق کیست؟ع...

🔹🔷༺༒︎ @nouyan ༒︎༻🔷🔹 #الهی امین❤️بال‌هایم با تو نشکستنی‌ست، خ...

☀️«طلوعِ تراز؛ مهندسیِ نور و امید در دکترینِ حَد»📝 متن صبح ا...

💃🏻😍

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط