قلندرانه سوختم لب از گلایه دوختم...داریوش

قلندرانه سوختم لب از گلایه دوختم...داریوش
دیدگاه ها (۸)

ﻣﯿﻮﻥ ﯾﻪ ﺩﺷﺖ ﻟﺨﺖ ﺯﯾﺮ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﮐﻮﯾﺮﻣﻮﻧﺪﻩ ﯾﮏ ﻣﺮﺩﺍﺏ ﭘﯿﺮ ﺗﻮﯼ ﺩﺳﺖ ﺧﺎ...

ﺍﯼ ﺑﻪ ﺩﺍﺩ ﻣﻦ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺗﻮ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺷﮑﺴﺘﻦﺍﯼ ﭼﺮﺍﻍ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﯽ ﺗﻮ ﺷﺐﻫ...

زنده بودیم اگه فردا وعده ما لب دریا...داریوش

شمالی گفتی و شعر یادم اومد مث شیرین که بود فرهادم اومد..داری...

در حسرت دیدار تو آواره ترینم...آهنگ گلایه داریوش اقبالی#داری...

در حسرت دیدار تو آواره ترینم...آهنگ گلایه داریوش اقبالی #دار...

به قول خانوم اعتصامی: ساختم با آن‌که عمری سوختم سوختم یک عمر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط