پسرکی دو سیب در دست داشت🍎🍃

پسرکی دو سیب در دست داشت🍎🍃
مادرش گفت :

یکی از سیب هاتو به من میدی؟
پسرک یک گاز بر این سیب زد
و گازی به آن سیب !
لبخند روی لبان مادر خشکید!
سیمایش داد می زد که چقدر از پسرکش ناامید شده

اما پسرک یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت :
بیا مامان!
این یکی ، شیرین تره!
مادر ، خشکش زد
چه اندیشه ای با ذهن خود کرده بود.
هر قدر هم که با تجربه باشید
قضاوت خود را به تأخیر بیاندازید
و بگذارید طرف ، فرصتی برای توضیح داشته باشد .
دیدگاه ها (۱)

#تکست_خاص

در دلم جا کرد عشقشاختیار از من گرفت...

از محبت تلخها شیرین شود!از محبت مِسها زرین شود!از محبت دردها...

بانمک بودن با بی‌شعور بودن فرق داره ...رُک بودن با بی‌ادبی ف...

جیهو شانه ای بالا انداخت سپس مهربان گفت : صادقی باشم؟.. من ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط