شب‌ها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمی‌

شب‌ها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمی‌داشت و از خانه بیرون می‌زد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه!

حوالی سحر با دست پر به خانه برمی‌گشت، به خانه خودش که آن را هم دزد زده بود!!!

به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می‌کردند؛ چون هرکس از دیگری می‌دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی می‌دزدید…

شهری بود که همه اهالی آن دزد بودند…!

✏️#ایتالو_کالوینو

#داستان

#کانال 🌸مهر بانو ۲۰۱۸🌸
@MehrBanooo_2018
دیدگاه ها (۱)

واحد اندازه گیری انسانیت:دست هایی است که گرفتیم؛ گره های است...

❣آرام بگیر!بگذار به حالِ خودش زندگی راو هیاهوی آدم ها رابنشی...

«۴۷. امید نه واژه‌ای تزئینی؛ بلکه راه‌حلِ واقعیِ گشودنِ افق‌...

چپتر هشتم

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط