♥چشم وا ڪردم و دیدم

♥چشم وا ڪردم و دیدم
ڪ خدایم
" تـــــو " شد؁

دفتر پر غزل خاطره هایم
" تـــو " شد؁

در سرم نیست
بجز حال و هوا؁
" تـــــو " و عشق

شادم از اینڪه
همه حال و هوایم
" تـــــو " شد؁ ♥♥♥
دیدگاه ها (۱)

♥ موهایم را ببافو از تنم بادبادكے بسازمی‌خواهم پرواز رااز من...

♥مردهامنطقے حرف مے زنندو احساساتے تصمیم مے گیرنداما زن هااحس...

اینگونه زیبا نباش بی‌اِنصافمن یوسِف نیستمیکهو صَبرم لبریز می...

انشاالله🙌😍

بنویسیم روی خاک رو درخترو پر پرنده رو ابرا بیا بنویسیم روی ب...

#چشمانت...با مَنِ برنو به دوش یاغی مشروطه‌خواهعشق کاری کرده ...

آزادترین تقدیر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط