من از شناختنِ باران جا مانده‌ام

من از شناختنِ باران جا مانده‌ام
به اناری عریان می‌مانم؛
مغلوب و رنجیده
نگاهِ قدیمی تو
چون پاییزی زنگ خورده
با طنینِ زنگ‌ها ترکم می‌کند... 

#آیتن_موتلو
دیدگاه ها (۷)

هنگامی که تو را می‌بوسم تنها دهان تو نیست که بر آن بوسه می‌ز...

قلب خوب تو جواب فریاد من است...#احمد_شاملو #استاد_شجريان

از پا افتادیمو برگی به پاییزاضافه کردیم...تنها همین‌قدر بودی...

پیش از آنکهبه تنهایی خود پناه برماز دیگران شکوه آغاز می کنمف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط