پارت ۲۶

پارت ۲۶
Love

ویو جونگین
وقتی بیدار شودم تمام بدنم درد میکرد لخت بودم کبودی ها م مشخص بود فقط دردو حس میکردم
بابا بغلم خوابیده بود اونم لخت بود
وحشی بعد کتک زدنمم باهام خوابیده
اون یه حیوونه
ولی بازم دوسش دارم اون ....... اون یه فرشتست .....‌. خرگوش هیکلیه وحشیه من
به خودم اومدم به دیک بزرگش زل زده بودم
چانگبین: بیبن خودت دلت مخادا
جونگین: بابا ببخشید😭
چانگبین چشماش رو باز کرد به سمت جونگین اومد
چانگبین: ببوس
جونگین:چ...چی
چانگبین:منو ببوس
ویو راوی
جونگین نمیتونست خجالت میکشید سرشو اروم نزدیک اورد
دستش خیلی درد میکرد
بوسه ای صتحی به لبان چانگبین زد چانگبین پوزخندی زد جونگین به دستش نگاه کرد گچ گرفته شوده بود با ترس به چانگبین نگاه کرد
جونگین:ب.....بابا.....دست‌......دستم ‌....چی...شوده(ترس و بغض)
چانگبین نگاه بیخیالشو از رویه لبایه جونگین ورداشت و و نگاهشو به چشماش داد و بعد گفت
چانگبین:چیزی نیست بابایی..... شکسته
جونگین به گریه افتاده بود
جونگین: بابا....هق
چانگبین:شششششش
ویو چان
وقتی جیسونگ رفت رفتم سمت سونگبین بلندش کردم و بردمش تو اتاق
چان: بیبی میدونستی خیلی سکسیی
سونگمین: چان
چان: جان دل چان
سونگمین: میشه جونگین بیاد پیشم ؟ دلم واسش خیلی تنگ شوده
چان: باشه
سونگمین: تازه بابامم از امریکا اومده میشه اونم بیاد
چان تعجب کرد هوانگ هیونجین کسی که حطا پلیس و دولت هم ازش میترسیدن؟
لبخندی زد و گفت
چان:اون که حطماً میاد پسر خوشگلشو ببینه
(زیر لب گفت: باز میخاد دهنمو بگاد)
سونگمین: چیزی گفتی؟
چان: نه عزیزم
و بدون هیچ حرفی رفت حموم وقتی از حموم اومد سونگمینش خواب بود لباساشو در اورد و لباس خوابشو که کرمی بود و روش طرح پاپی داشت رو تنش کرد بعد موهاش رو از رویه پیشونیش کنار دز و پیشونیش رو بوسید
و کنارش خوابید
ویو فیلکس
شب بود
از اون هوانگ اومده بود کره و منم مجبور بودم باهاش بیام
از پنجره بزرگ برجی که دقیقا تو مرکز سئول بود بیرونو نگاه میکردم کمی سرد بود
دستایه هیون اروم دورم حلقه شود حالم واقعا خیلی بد بود
(نکته: الان فیلیکس هشت ماهه که حاملست و هیونجین به بهونه هایه مختلف میبرتش دکتر تا از وضعیت بچه باخبر بشه و لی خود فیلیکس هنوز نمیدونه)
دیگه باید بهش میگفت
فیلیکس : اقایه هوانگ
هیونجین: چی گفتی؟
فیلیکس:منظورم عشقم بود (ترسیده و ناراحت)
هیونجین:مهم نیست بلخره با بتش تنبیه میشی
فلیکس هوفی کشید و میخاست بره رو تخت که هوانگ نگهش داشت و گفت
هیونجین:چیکار داشتی؟
فلیکس: چیز مهمی نبود
هیونجین:........



هرکی هیت بده خیلی بیشعوره😢🥺
دیدگاه ها (۴)

وایییی واییییییی واییییییییییییی فکر کنم رکرد زدم تو یک ساع...

نمره هاتونو زیر پونزده بگیرید پارت جدیدو نمیزارم😋😝

یاد بگیرین😔

پارت جدید نمیدم تا این هیتا تموم شه

مـــــــــــرواریـــــــــــد ســــــــــفــــــــیـــــــــ...

بین دو دنیا p13

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط