هر روز مردم دو سکه طلا و نقره به گدایی نشان میدادند و گدا

هر روز مردم دو سکه طلا و نقره به گدایی نشان میدادند و گدا نقره را برمیداشت.
مردی گفت :طلا را بردار تا مسخره آنهانشوی.
گدا گفت :اگرطلا را بردارم، دیگر به من پول نمیدهند تا ثابت کنند که من از آنها احمقترم! نمیدانید تاحالا با این کلک چقدر پول بدست آورده ام!
دیدگاه ها (۳)

...

بچه هامارفتیم ایشالاسال خوبی داشته باشین کنارشماهابهم خوش گذ...

کودک شیشه پاک کن میان ماشین‌ها می چرخید به بهانه‌ی پاک کردن ...

...

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

💠متن نامه پدرانه و بسیار محبت آمیز حجت الاسلام قرائتی به دخت...

One

مردی هر روز در بازار گدايی میکرد و مردم هم حماقت او را دست م...

مردی هر روز در بازار گدایی می‌کرد و مردم با نیرنگی حماقت او ...

هوشمندانه احمق باشید...!ملانصیرالدین هر روز در بازار گدایی م...

#حکایت فردی هر روز در بازار گدایی می کرد و مردم حماقت او را ...

#داستان_امشب...حکایت گدایی ملانصرالدینملا نصرالدین هر روز در...

- گدایی ملانصرالدین ! ملانصرالدین هر روز در بازار گدایی می ک...

گدایی ملانصرالدین ! ملانصرالدین هر روز در بازار گدایی می کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط