اینجا زندگی نمیکنن نفس میکشن طعم خون برادر رو از رو هوس م

اینجا زندگی نمیکنن نفس میکشن طعم خون برادر رو از رو هوس میچشن
اینجا مادر بزرگامون قصه نمیگن آخه بچه ها دیگه ته قصه رسیدن
دیدگاه ها (۱)

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

مربی موتور سوار

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۱ | آت... نظرت چی...

پارت معرفی. نکته : این داستان هیچ شباهتی به واقیت ندارد و. فقط تخیلات نویسنده هست

morning bitter 🌅ادامه یport 14! سریو :اون الان چهارم وبه ان...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

پارت چهارته: لعنتی تو بچه داری( عصبی داد )یون: نه نههههه من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط