پارت

پارت ۲ ☺️

ویو کوک
بعده سه ساعت زیر دستم در رو زد .
کوک : بله ؟
زیر دست : قربان اطلاعاتی که گفتید رو آوردم
کوک : بیا تو
زیر دست : قربان اطلاعاتی که ازش بدست آوردیم اینه که اسمش ا / ت هستش که پدرش در یک تصادف مرده و به همراهه مادرش زندگی می‌کنه و وضعیت مالی خوبی نداره
کوک : میتونی بری
زیر دست : بله قربان
کوک بعده اینکه زیر دست رفت بیرون به فکر فرو رفت
کوک : نمی‌دونم چرا وقتی دیدمش قلبم تند تر تپید پی فکنم عاشقش شدم پس باید واسه خودمش کنم .
و یه نقشه کشیدم تا فردا بعده اینکه از مدرسه اومد بیرون بدزدمش

ویو ا / ت

رفتم به کلاسم برسم اما خب کله کلاس رو به اون آقا فک کردم
پرش به شش ساعت بعد ( ویو ا / ت )
اومدم به خونه و به مامانم سلام کردم و رفتم یک دوش بیست مینی گرفتم و اومدم بیرون .
و خب انقد خسته بودم که رفتم روی تخت تا یکم بخوابم .
یهو بیدار شدم و دیدم دوساعته که خوابم برده پس رفتم که یکم درس هامو تمرین کنم .
دیدگاه ها (۱)

اگر تا اینجای رمان رو دوست داشتید تو کامنتا بگید 🙏🏻 راستی حم...

مرسی از حمایت هاتون قشنگام🙂🙏🏻

پارت ۳ ویو ا / ت ساعت ۷ صبح بود که بیدار شدم . انقدر خسته بو...

ببخشید شاید پارته ۳ زودتر از پارته ۲ بیاد **البته میگم شاید*...

پارت ۲۵ ویو ا / ت چشمام رو کم کم باز کردم ...ساعت. ۱۱:۴۵ . ب...

پارت 17ویو ا / ت بعد از حرفی که زد مطمئن شدم که کوک من رو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط