در من شهری‌ست که بهار را سال‌هاست از یاد برده است.

در من شهری‌ست که بهار را سال‌هاست از یاد برده است.
خیابان‌هایش رنگ پاییز دارند، و عطر سرد زمستان بر تنم سوز میزند...
اما خیالت!
ظهر تابستان من است.
گرم و سوزان.
اینجاست که عطشت به سرم میزند!
و تمام مردم شهر را
چون تو
سراب میبینم
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

p : 1

.در من شهری‌ست که بهار را سال‌هاست از یاد برده است.خیابان‌ها...

در من شهری‌ست که بهار راسال‌هاست از یاد برده است.خیابان‌هایش...

در من شهری‌ست که بهار را سال‌هاست از یاد برده است.خیابان‌های...

🙇 ‍♀️در من شهری‌ست که بهار راسال‌هاست از یاد برده است.خیابان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط