مرتضی جونم

مرتضی جونم
جات راحته
حالا که روحت آزاد شده خوشحالی؟؟؟
حالا که تنت از قید و بند آدما خلاص شده چی؟؟؟
۴۰ روزه که نیستی
میدونم که پیش خدا جاته داداشی
پس خوش بگذره بهت
دیدگاه ها (۸)

Part ²

رمان دخت من

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹²_بخش دوم_همراه دو پسر راهی جمع کوچکشان گوشه س...

سناریو:(درخواستی یکی از فرشته ها)(وقتی به عنوان دختری که با ...

رمان دختر خاص ماشین جلوی در خونهٔ جیمین نگه داشت. ات با خستگ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁰ ( Final )سه روز بعد__...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

True Love①⓪تهیونگنگاهم رو از چشماش دزدیدم و به انعکاس نور چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط