آیت الله بهجت نقل میکردند:
آیت الله بهجت نقل میکردند:
مرحوم شربیانی(استاد مرحوم قاضی که خود صاحب کرامت بود) با اینکه فقیر بود، اما در بذل و بخشش مرد عجیبی بود. شبی در راه بازگشت به منزل پیرمردی جلوی ایشان را میگیرد و درخواست کمک میکند و با ناله میگوید:هوا سرد است،اگر کمک نکنید از سرما و گرسنگی میمیرم.
آقا اعتنا نمیکند و به منزل میرود. صبح پیرمرد را مرده یافتند. آقا دستور تجهیز او را دادند. اطرافیان گمان کردند از بی توجهی آقا مرده، اما هنگام تجهیز میت دیدند،هفتصد لیره پول دارد.
مرحوم شربیانی(استاد مرحوم قاضی که خود صاحب کرامت بود) با اینکه فقیر بود، اما در بذل و بخشش مرد عجیبی بود. شبی در راه بازگشت به منزل پیرمردی جلوی ایشان را میگیرد و درخواست کمک میکند و با ناله میگوید:هوا سرد است،اگر کمک نکنید از سرما و گرسنگی میمیرم.
آقا اعتنا نمیکند و به منزل میرود. صبح پیرمرد را مرده یافتند. آقا دستور تجهیز او را دادند. اطرافیان گمان کردند از بی توجهی آقا مرده، اما هنگام تجهیز میت دیدند،هفتصد لیره پول دارد.
- ۵۸۴
- ۲۵ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط