یکی از رازامو بهت میگم

یکی از رازامو بهت میگم

سرباز بودم

ی روز ظهر داخل سوله روی زمین

نشسته بودم که مهدی شفیع آبادی

صدام زد گفت وحید ی چیزی میخوام

بگم باید قسم بخوری به هیچکس

نگی منم که نمیدونستم چی میخواد

بگه گفتم باشه بگو،گفت الان چند

وقته ی خوابی میبینم که آقای نورانی

اومد به خوابم گفت بهش بگو نماز

رو قطع نکنه درست میشه بهش بگو

فارسی نخونه و شمرده بخونه

وقتی اینارو از مهدی شنیدم رنگم

پرید چون با هیچکس از نماز خوندنم

حرف نزدم حتی توی پادگان نماز

نمیخوندم

بعد مهدی با تعجب گفت وحید مگه

تو نماز میخونی؟! اصلا بهت نمیخوره


بله عزیزم اگه اسم این معجزه نیست

پس چیه؟

خدا براحتی با بنده هاش حرف میزنه

اما اگه عهدشکن باشی اون ارتباطه

تنگاتنگ با خدا قطع میشه و اون

چیزی رو که بهت داده براحتی ازت

میگیره در ی چشم بهم زدن

همونطور که از من گرفت

الان سالهاست دارم سعی میکنم اون

چیز رو بهم برگردونه اما فایده ای

نداره ولی همچنان امید دارم که بهم

برگردونه

آره عزیزم اگه تو هم از این ارتباطا با

خدا داری سعی کن عهدشکنی نکنی

که مثل من پشیمون میشی
دیدگاه ها (۰)

سوال آزاد بحث آزاد

واقعا میخوام بدونم بعد از این همه انرژی ای که برات گذاشتم در...

شیطان به تو سجده نکرد شیطان قسم خورد تا تو رو نابود کنهشیطان...

دوسته جدید پیدا کردن خیلی خوبه پسر یا دختر برام فرقی ندارهاگ...

پارت ۲ شما در مای هیرو اکادمی

[سناریو شماره ۴]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط