می توانم کنار تو باشم . . . .
می توانم کنار تو باشم . . . .
و باز بی آواز از راز این همه همهمه بگذرم . . . .
من از پی ِ زبان پوسیدگان نخواهم رفت . . . . !
تنها منم که در خواب این همه زمستان لنگرنشین ،
هی بهار بهار برای باغ , بابونه آرزو می کنم . , . ,
حالا همین شوق بی قیمت و قاعده ،
همین حدودِ رویا و رفتن از پی نور،
ما را بس . . . .
تا بر اقلیم شقایق و خیال پروانه ,
پادشاهی کنیم . . . .
و باز بی آواز از راز این همه همهمه بگذرم . . . .
من از پی ِ زبان پوسیدگان نخواهم رفت . . . . !
تنها منم که در خواب این همه زمستان لنگرنشین ،
هی بهار بهار برای باغ , بابونه آرزو می کنم . , . ,
حالا همین شوق بی قیمت و قاعده ،
همین حدودِ رویا و رفتن از پی نور،
ما را بس . . . .
تا بر اقلیم شقایق و خیال پروانه ,
پادشاهی کنیم . . . .
- ۲۸۷
- ۱۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط