درد میکشم درد

درد میکشم ، درد!
هم تلخ است هم ارزان
هم گیراییش بالاست !
هم اینکه تابلو نمیشوم،رفیقی که مرا به درد معتاد کرد ناباب نبود،
اتفاقا باب باب بود
فقط نگفته بود که "ماندنی"نیست.
دیدگاه ها (۱)

درد تنهایی کشیدنمثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی‌ روی کاغذِ سفیدشاهکا...

بگذار همه ی زندگی ام گره ی کور بخورددستهای تو که باشد ملال ن...

ته سیگارهایم پوکه های خاطرات است که شلیک می کنم وسط مغزم! مـ...

ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯿﻢ ...ﭼﻪ ﺗﻨﻬﺎ،ﭼﻪ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ...ﺍﻣﺎ با ﺧﻮﺩﻣ...

روزهایی که چشمانت از من دور شدند، چقدر آرزو کردمزمین بشکافد ...

امروز دوباره آمده‌ام، باز هم سلاممن را ببخش گل بانوی غزل های...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۸۸جیمین سرفه زد و سرشو برگردو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط