لمس باید کرد دردی را که عاشق می کشد

لمس باید کرد؛ دردی را که عاشق می کشد
رنج سرخی را که گلبرگ شقایق می کشد

درک باید کرد، شب های بلند و سرد را
استخوان دردی که عاشق، آن دقایق می کشد

طعم تلخ زهر، در کابوس را باید چشید
کام تلخی را ،که با لمس حقایق می کشد

حس تنهایی وخاموشی شمع رو به باد
رشد بغض بی امانی را که تا دق می کشد

خوب باید دید، حال وروز هر دلداده را
پیچ و تابی را که شب ، تا صبح صادق می کشد

عشق ، طوفان است و عاشق ، چون غریقی ناامید
انتظاری سخت ؛ با امید قایق می کشد..
دیدگاه ها (۳)

تقدیم به پدرم و تمامی پدرانﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﭘﺪ...

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدمآنقدر باریدم و باریدم و ...

نرگس آتش پرستی داشت شبنم میفروختباهمان چشمی که میزدزخم، مرهم...

بخاطر تو بخاطر من بخاطر مایی که مانده است......

عشق ؟! نه من از عشق متنفر شدم عشق من رو نابود کرد من خاکستر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط