دخترک مغرور🧬♥️
دخترک مغرور🧬♥️
پارت ۳۷
arslwn
ارسلان : ینی شما منو باور ندارید
دیانا : نه دیگ ندارم باورت ندارم
الانم دیگ هيچی بین ما نیس
از شرکتم اخراجی ما با آدمای قاتل کار نمیکنیم
رضا : ارسلان از تو بعید بود مگه اون دختر چیکار کرده بود که بی مادر کردیش
ببین من میخام یچیزی بهت بگم
من عاشق پانیذم و میخام بهش پیشنهاد بدم الانم بفهمه با قاتل مادرش دوستم حتما پیشنهادمو رد میکنه
ببخشید ولی دیگ هیچ رفاقتی بین ما نیس
ارسلان : دیانا و رضا رفتن من موندمو محراب و مهشاد رو کردم به محراب گفتم: داداش ببخشید من اونقدر ها هم نامرد نیسم که بخام یه دختر رو بی مادر کنم
میدونم باور نمیکنی
الانم تو هم برو چون تو هم ممکنه دوس دخترت دوس نداشته باشه با یه قاتل رفیق باشی
زندگی من همینه دیگ سیاه هیچوقت روز خوش تو زندگیم ندیدم
اگه حرفی تیکه چیزی نداری برم
محراب : نمیدونستم چی بگم هیچ حرفی نداشتم که بگم
ارسلان رف
مهشاد : ازش معلومه بی گناهه چرا رضا و دیانا اینطوری کردن
محراب : هوففف نمیدونم بیا بریم پیش دیانا و رضا باهاشون حرف بزنیم
مهاشد : بریم
ارسلان : هیچکسو نداشتم برم باهاش درد و دل کنم رفتم بام نشستم به حال خودم گریه کردم
یجورایی داشتم دیوونه میشدم نشسته بودم که یهو....
diyana
محراب : بابا باور کنید ارسلان بی گناهه
رضا : اصن از اول نباید میومد تو اکیپ
محراب : رضا ارسلانم دوستمونه
دیانا : جمع نبند فقط دوست توعه
محراب : ببینید ارسلان آزارش به یه مورچه هم نمیرسه
چه برسه آدم بکشه
دیانا : آقا ولش کنید دیگ تموم شد دیگ هیچ رابطه ای بین ما و ارسلان نی تمامممم
رضا : متین و نیکا کجان
دیانا : رفتن دوتایی بیرون عاشقانه
رضا : خداروشکر اونا نفهمیدن
دیانا : آره
ادامه دارد....
پارت ۳۷
arslwn
ارسلان : ینی شما منو باور ندارید
دیانا : نه دیگ ندارم باورت ندارم
الانم دیگ هيچی بین ما نیس
از شرکتم اخراجی ما با آدمای قاتل کار نمیکنیم
رضا : ارسلان از تو بعید بود مگه اون دختر چیکار کرده بود که بی مادر کردیش
ببین من میخام یچیزی بهت بگم
من عاشق پانیذم و میخام بهش پیشنهاد بدم الانم بفهمه با قاتل مادرش دوستم حتما پیشنهادمو رد میکنه
ببخشید ولی دیگ هیچ رفاقتی بین ما نیس
ارسلان : دیانا و رضا رفتن من موندمو محراب و مهشاد رو کردم به محراب گفتم: داداش ببخشید من اونقدر ها هم نامرد نیسم که بخام یه دختر رو بی مادر کنم
میدونم باور نمیکنی
الانم تو هم برو چون تو هم ممکنه دوس دخترت دوس نداشته باشه با یه قاتل رفیق باشی
زندگی من همینه دیگ سیاه هیچوقت روز خوش تو زندگیم ندیدم
اگه حرفی تیکه چیزی نداری برم
محراب : نمیدونستم چی بگم هیچ حرفی نداشتم که بگم
ارسلان رف
مهشاد : ازش معلومه بی گناهه چرا رضا و دیانا اینطوری کردن
محراب : هوففف نمیدونم بیا بریم پیش دیانا و رضا باهاشون حرف بزنیم
مهاشد : بریم
ارسلان : هیچکسو نداشتم برم باهاش درد و دل کنم رفتم بام نشستم به حال خودم گریه کردم
یجورایی داشتم دیوونه میشدم نشسته بودم که یهو....
diyana
محراب : بابا باور کنید ارسلان بی گناهه
رضا : اصن از اول نباید میومد تو اکیپ
محراب : رضا ارسلانم دوستمونه
دیانا : جمع نبند فقط دوست توعه
محراب : ببینید ارسلان آزارش به یه مورچه هم نمیرسه
چه برسه آدم بکشه
دیانا : آقا ولش کنید دیگ تموم شد دیگ هیچ رابطه ای بین ما و ارسلان نی تمامممم
رضا : متین و نیکا کجان
دیانا : رفتن دوتایی بیرون عاشقانه
رضا : خداروشکر اونا نفهمیدن
دیانا : آره
ادامه دارد....
- ۷.۹k
- ۲۳ آذر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط