ر

#ﻗﺮﺍﺭ-ﻣﺎ
ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﻮﺩ.
ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ
ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺗﻮ
ﻭ ﻟﺐ ﻫﺎﯾﺖ
ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ!
ﻣﻦ ﺩﺭ #ﺁﻏﻮﺵ-ﺗﻮ
ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﯾﮏ ﺑﻮﺳﻪ
ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ #ﻣﺮﺩﻩ-ﺍﻡ

ﻭ ﺻﺒﺢ ﻓﺮﺩﺍ
#ﺍﻋﺠﺎﺯ-ﺩﺳﺖ-ﻫﺎﯾﺖ
ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﻭﺑﺎرﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.

ﻟﻌﻨﺘﯽ!
#ﻣﺮﮒ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ
ﭼﻘﺪﺭ #ﺯﻧﺪﮔﯽ-ﺍﻡ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ!


دیدگاه ها (۱۰)

لب های تو لب نیست! عذابیست الهیباید که عذابی بچشم گاه به گاه...

زیرچشم آرزوهایم بدجورکبودشده...عجب دست سنگینی دارداین سرنوشت...

گاهی فکر می کنمکاش درخت بودمشایدتخت خوابت می شدمو تو هر شب#خ...

آرام باش …و بی هیچ عجله ای ،از سفر زندگی خود ، هم اکنون لذت ...

تقدیم دلنوشته‌ای به برادر شهیدم محمود عزیزمشهید من برادرم .....

داستانک🦋🐥ﯾﮏ ﺷﺐ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺳﺮ ﻣﯿﺰ ﻏﺬﺍ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ،ﺷﻨﯿﺪﻡﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎﺑﺖﺳﻮﺧ...

داستان راستان#لقماﻥ ﺣﮑﯿﻢ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﯼ #ﻧﻤﺎﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ. ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط