مرهم زخمهایم باش

مرهم زخمهایم باش
تا دستانمان به هم گره بخورد
بیا درد دل کنیم
آخر کمی دلتنگم
شاید هوای دیوانگی کرده ام
کسی چه میداند
دوستت دارم را
بیاکوه غمگین است
و من در حسرت دیدار تو
مانده ام تنها و چشمانم به راه
ممکن است آیی و گردی همدمم
منکه از روز جوانی گشته ام آلوده ات
کاش آیی و گردی همدمم
دیدگاه ها (۷)

تو رفتی هنوز زیر چترت گریه ها دارمهنوز هم در خیابانهای رازآل...

ای عشق بگو با منِ دیوانه چه کردیبا حالِ خرابم پیِ پیمانه چه ...

‍ ‍ بی هوا بیا مرا میانِ امنیتِ بازوانت بگیر ،موهایم را نواز...

‍ شبی باچشم زیبایش نشستم گفتگوکردموتا گاه سحرعمق دلم رازیرور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط