چادر را جلو تر بردم

چادر را جلو تر بردم

دو سه تاری از مویم بیرون بود!
پسری دید و لبخند زد و به تمسخر ، بلند صلوات فرستاد!
لبخند زدم....
خانمی کنارم بود....
تعجب کرد!!!!
مسخره ات کرد خانم .... !! بهش میخندی؟
خوشت میاد انگار نه؟؟
و باز هم لبخند!
خوشم نیاید؟
من را دید
چادر جلو کشیدنم را دید و زیبا ترین ذکر عالم را به زبان خواند
حتی به تمسخر!!!
امروز من خوشحالم!!!
دیدگاه ها (۸)

خواهرموقتی این شبها به حرمت این عزاسیاه به تن میکنیو به شوق ...

من اصراری ندارمکه چشمهایم با لنز،رنگی باشدهمینکه با چشم نامح...

نه دوست دارم موهامو رنگ کنمنه تا 12 شب بیرون باشمنه خودمو تو...

لذت حجاب را درک کرده‌ای؟   حجاب = لذت و شادی معنوی با وجود ت...

رمان جیمین 🍁shadow of love{ part ۲۰} 🧸جیهوپ: بچه ها بریم دور...

پارت 73

"بوسه آتش بر گونه رز"part 12جونگکوک میدونست که تهیونگ بهش نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط