PART7

PART7

(صورتشم نزدیکش کرد 🗿)
این که شوهرت گشنس و باید براش شام درست کنی
_عایشش... میخوای بمیری؟
الان از من شام میخوای؟
+باشه
پس تو باید امشب واسم ب....
_هیسسس اروم بگو
+تو باید واسم غزا بپزی
(بچه رف تو شوک این که دارم مغز کسایی که اون موقعه بودنو منخرف میکنم دارم نمیتونم🗿)
_فک کردم چیز دیگه ای رو میگی
+چی مثلا؟
_مثلا..... تو ومن..... اه ولش کن
+یاا بگووو
_مهم نیس ولش کن
+میخوای تنبیه بشی؟
_تنبیه بشم بهتر از اینه که اونی که میخواستمو بگم
+عایششش... نمیتونمم.... تنبیه نمیشی
قیافت خیلی بامزه شده
_بلندشو و بیا
+برای چی؟
_بیا حرف نزن
....

+عای چ... چرا دستاتو جلوی صورتم گرفتی؟
_تاداااا
+وایییی چه... میز قشنگی
دلیل نمیشه بخاطر سوپرایز کاری کنی که تنبیه بشی
_تو یکم لطافت داشته باش
+صحیح
_خب برو بخور
+تو نمیخوری؟
_نه.. بزای توعه
(عاره دیگه از این رمانتیک بازیا اخرشم نمیخوره بدبخت گدا🗿)
موقع خواب:
_ها جون شی
+هوم؟
_دوصت دارم(ولی هاجون تورو دوص نداره هیهی)
+منم... ولی چرا یهویی اینو گفتی؟
_....
+هوان.. هواننن
هوان بیدار شو چرا اینجوری شد
(به خیابون میرود)
+تق تق تق.... تقتقتقتققققققققق
✓بله بله
+دکتر دکتررر بیا لطفا ی... ی کی... بیاا
✓باشه باسه راهو بهم نشون بده
(رفتن تو خونه)
+اینجاست
✓نبظش میزنه... امروز علائمی مث سردرد نداشته؟
+نمیدونم بهم نگفت
✓باید ی دارو بیارم
+چ.. چه دارویی؟
(یچیزی مث استامینفن الان بوده وقتی میدادن طرف خوب میشده اسمشو نمیدونم ولی در حقیقت بوده)
✓باید برم خونه بیارمش دستتو روی سینش بزار وقتی دیدی نفسش داره کم میشه بهش نفس دهان ب دهان بده(قضیه دارک شد نه🗿)
+ب.. ب. باشه
(خلاصه چن بار بوص.... چیز تنفس داد بعدشم دکتر اومد دارو رو دادو..)
+د.. دکتر چشماشو باز کرد
✓خب من دیگه باید برم
+و... ولی.
✓از خانمت خوب محافظت کن اون تقریبن هر روز سر درد های شدیدی میگیره.. معلومه که از بچگی این درد ها همراهش بوده... این دارو رو هر وقت سرش درد گرفت بخوره نزارید اینجوری قش کنه براش خوب نیس
+ب... باشه
✓فعلا
_ها..جو.. نا
+ب. ببله... خوبی...
_من.. خوبم
+تو باید هروقط سرت درد گرفت بهم بگی نباید اینجوری قش کنی
....


𝐊𝐈𝐌𝐒𝐄𝐘𝐎𝐍𝐆


#فیک
#تاریخی
#کره_جنوبی
دیدگاه ها (۰)

پارت های بعدیو دیگه نمیزارم:) هیچ کسی لایک نمیکنه منم دارم ز...

های گایزواقعا متاسفم ک نزاشتمچون هم لایک نکزدیدهم یکی گشادیش...

پارت هفت رو بزارم؟ گشادیم میشه بنویسم😣🗿🥲

PART6لبامو رو لباش گزاشتممک های عمیق میزدم دلم میخواست زندگی...

#سناریو_بی_تی_اس وقتی ا/ت از شکم درد گریه میکنه چون حاملستنا...

پارت ۲۵

پارت ³⁴_ ( میخواستم دست لارا رو بکشم و برم بالا که لارا افتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط