جلوی عشق part 1
جلوی عشق part 1
عشق یه بازیه
یه بازیه خطرناك درست مثل قمار
میتونه توی یه لحظه همه دار و ندارت رو ازت بگیره و میتونه هم توي يه لحظه كل دنيا رو بهت تقدیم کنه...
قوانین این بازي مشخصن.
مهم ترینشون بي قانونيه..
هیچ حد وسطی هم وجود نداره یا داخلشي و تو عذاب و درد و خوشی هاش دخيلي و يا خارجشي و در حسرت داخل
بودن
اما توي اين بازي بي قانون میشه یه قانون دیگه رو هم جا داد.. تقلب...
گاهي براي اينکه این بازی رو ببري بايد تقلب كني.. تقلب
يعني ريسك...
و این ریسک میتونه تو رو منفورترین و یا شاید دل فریب ترین شخص این بازي کنه
اما هرچی بیشتر به پایان بازی نزدیکتر میشی تازه میفهمي
برد و باخت این بازی با بقیه بازيا خيلي فرق داره... اونی بازنده است که مهم ترین چیزی که داره رو وسط بذاره و اون قلبشه..
اين بازي گاهي اونقدر ميتونه بي رحم باشه که همون قلب رو از تپش بندازه
چهره سفید تن سرد چشماي بيجون قلبی که دیگه نمیتپه و نفسی که دیگه بالا نمیاد میتونه بزرگترین تقاصی باشه که عشق از بازنده اش میگیره.
عشق واقعاً بازي هاي عجيبي داره... خيلي عجيب..
رو از تپش بندازه
چهره سفید،تن سرد چشماي بيجون قلبی که دیگه نمیتپه و نفسی که دیگه بالا نمیاد میتونه بزرگترین تقاصی باشه که
عشق از بازنده اش میگیره.
عشق واقعاً بازي هاي عجيبي داره... خيلي عجيب...
دستامو به هم قفل کردم و لرزون جلو رفتم.. پاهام لرزش خيلي واضحي داشت و میترسیدم هر لحظه
بیوفتم زمین
رفتم جلوي خونه.
عشق یه بازیه
یه بازیه خطرناك درست مثل قمار
میتونه توی یه لحظه همه دار و ندارت رو ازت بگیره و میتونه هم توي يه لحظه كل دنيا رو بهت تقدیم کنه...
قوانین این بازي مشخصن.
مهم ترینشون بي قانونيه..
هیچ حد وسطی هم وجود نداره یا داخلشي و تو عذاب و درد و خوشی هاش دخيلي و يا خارجشي و در حسرت داخل
بودن
اما توي اين بازي بي قانون میشه یه قانون دیگه رو هم جا داد.. تقلب...
گاهي براي اينکه این بازی رو ببري بايد تقلب كني.. تقلب
يعني ريسك...
و این ریسک میتونه تو رو منفورترین و یا شاید دل فریب ترین شخص این بازي کنه
اما هرچی بیشتر به پایان بازی نزدیکتر میشی تازه میفهمي
برد و باخت این بازی با بقیه بازيا خيلي فرق داره... اونی بازنده است که مهم ترین چیزی که داره رو وسط بذاره و اون قلبشه..
اين بازي گاهي اونقدر ميتونه بي رحم باشه که همون قلب رو از تپش بندازه
چهره سفید تن سرد چشماي بيجون قلبی که دیگه نمیتپه و نفسی که دیگه بالا نمیاد میتونه بزرگترین تقاصی باشه که عشق از بازنده اش میگیره.
عشق واقعاً بازي هاي عجيبي داره... خيلي عجيب..
رو از تپش بندازه
چهره سفید،تن سرد چشماي بيجون قلبی که دیگه نمیتپه و نفسی که دیگه بالا نمیاد میتونه بزرگترین تقاصی باشه که
عشق از بازنده اش میگیره.
عشق واقعاً بازي هاي عجيبي داره... خيلي عجيب...
دستامو به هم قفل کردم و لرزون جلو رفتم.. پاهام لرزش خيلي واضحي داشت و میترسیدم هر لحظه
بیوفتم زمین
رفتم جلوي خونه.
- ۶۵۸
- ۱۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط