امشب احساس غزل ، وقف نگاهت میکنم

امشب احساس غزل ، وقف نگاهت میکنم
واژه ها را سرخوش از رخسارماهت میکنم

ازشقایق های وحشی وام می گیرم به ناز
صرف هاشور خط چشم سیاهت میکنم

تا که یک شب صاف باشد آسمان سینه ات
آفتابم بذل اشک گاه گاهت میکنم

گر بدانم میدمی تا صبح بر آیینه ام
تا سپیده دیده را غرق پگاهت میکنم

تا زلیخای مراد کاخ دل باشی ، عزیز
یوسف دل را مرید کوخ چاهت میکنم

عرش را تا فرش تابیدیم با غم ، بس نبود؟
عرش را در حسرت یک لکه آهت میکنم

با همه نامردمی دنیا هنوزم زرد نیست !!!
سبز چشم انتظارم فرش راهت میکنم
دیدگاه ها (۵)

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

گل شوی در باغ عشقم باغبانت می شوم در کویر داغ و سوزان سایبان...

دوستت میدارم و نزد دلم دُردانه ایبی تو در تاریکی ام ، تو چلچ...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته میگویی " ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط