پدر؛

پدر؛
سوزن بان بود
مادر؛
با قطار برای همیشه ما را ترک کرده بود
و من؛
عاشقی بودم
که قول آمدن معشوقه ام را
از ریل های راه آهن گرفته بودم
قطار؛
برای زندگی ما
تصمیم های جدی را می گرفت.

#خوشخو
دیدگاه ها (۱)

‌اگر بجای دماغ فیل..از طبقه هشتم جهنم افتاده بودمآنوقت بجای ...

تا زمان هست بِمــانید شماها باهمما که از یار ، فقط خاطره‌ی ب...

هر جا هوا مطابق میلت نشد،برو..فرق تو با درخت ,همین پای رفتن ...

خرس ها عقلشون میرسه ...زمستون که میشه ,میرن میخوابن تا هوا گ...

༄ུ🔶: امین حبیبی چقدر قشنگ عاشقی رو توصیف میکنه وقتی دلت مثل ...

پارت ⁴☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆آخرین امید...☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆چند ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط