مامان‌هم بدونه جواب دادن ایفون دروباز کردو بامروارید اومد

مامان‌هم بدونه جواب دادن ایفون دروباز کردو بامروارید اومدن تو حیاط برای استقبالمون،بعداز کلی ماچ و بوس وحال و احوال مامان مارو به داخل تعارف کرد ولی روپله‌ها چند جفت کفش غریبه بود که بادیدنشون نگاه متعجب و سوالیمو به مامان انداختم که باسکوت و یه لبخند منو به داخل راهنمایی کرد،علیرضا و مهربد پشت سرم داخل اومدن وقتی وارد حال شدیم از افرادی که کنار مبل‌ها ایستاده و منتظر اومدن مابودن داشتیم شاخ در میاوردیم،شوکه و متعجب به افراد روبروم بودم وتا بخوام به خودم بیام تو بغل مادر علیرضا جا گرفتم ،اولش فقط شوکه بودم و تواناییه هیچ حرکتی رو نداشتم ولی بعداز چندثانیه منم مثل خودش محکم و صمیمی به‌خودم فشردمش و کلی ازش بابت این محبتش تشکرو ابراز خوشحالی کردم،مادر علیرضا فقط گریه می‌کردو ازم می‌خواست بخاطر حرف‌هاش و تهمت‌هاش ببخشمش.بعداز مادر،پدرو خواهرهای علیرضا هم جلو اومدن بااونا هم بانهایت احترام سلام و احوالپرسی کردم و بعداز من علیرضا به نوبت همشونو توبغل گرفت ودستای پدر مادرشو غرق بوسه کرد،جالب‌تراین بود که اونا مهربد روهم مثل من و علیرضا تو بغل گرفتن وسلام و احوالپرسی کردن.
https://www.1roman.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%da%af%d9%87-%d9%85%d9%86-%d8%af%d9%84-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/
دیدگاه ها (۲)

last part¹⁵years laterالبا: چقدر خفن* با ذوقالبا: یعنی ، مام...

هعی چیکار کنمم دل مهربونی دارمم دیگههزندگی مافیایی ماپارت ۴ا...

Part21

𝒌𝒉𝒊𝒚𝒂𝒏𝒂𝒕 𝒅𝒖𝒓𝒐𝒒𝒉𝒊𝒏𝘍𝘈𝘚𝘓 𝟑⃠ 𝔓𝔞𝔯𝔱 14با رسیدن بهش گوشیم و جلوش گذ...

p21

خسته ام از عرض عمرم، طول میخواهم چه کارعشق و شعر و فاعل و مف...

دانلود مجله فیلم و هنر - شماره 434 - 27 اردیبهشت 1352

دانلود مجله کیهان ورزشي - شماره 929 - 6 خرداد 1351

دانلود کتاب اسباب خوشبختی - نویسنده اریک امانوئل اشمیت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط