نمی دانـــــم باور می کنی یا نه

نمی دانـــــم باور می کنی یا نه

من از این زندگی

چیزهای زیادی نخواسته بودم. . .

تنها نگاهــت را

غمــت را

دلواپسی هایــت را می خواستم

چگونه می شود

کسی را دوســـت داشت

اما تــرک کرد

اصلا مگر می شود. . .؟!

باورکــــــن

من سطر به سطر این شعر را گریستــه ام

تا توانستم آن را بر کاغذ بیاورم

من از این زندگــی

چیزهای زیادی نخواستــه بودم

 

جز" تــــــــو "


❤ ㄎム乇乇Ð ❤
دیدگاه ها (۱)

ﺍﺯ ﻳﻪ ﺟﺎیے بہ ﺑﻌــﺪ بہ ﺧــــﻮﺩﺕ میگے ❣ ❣ ❣ﺍﺻـــــﻠﻦ ﭼﻪ ﺩﻟﻴﻠـ...

صدای زنگ تلفن پسرک را از خواب بیدار کرد..ااااالو....و در پشت...

چند وقتیست همه دلگیرند از من..دلیل میخواهند برای غمگین بودنم...

ﻣﺪﺗﻬﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﮕر ﺷﺐ , ﺷﺐ ﻧﯿﺴﺖ ! ﻫﻤاﻥ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺭﻭﺯ است .. ﮐﻤﯽ ﺗﺎﺭ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط