مردم شهربهوشید...؟
مردم شهربهوشید...؟
هرچه داریدونداریدوبپوشیدوبرقصیدوبخندیدکه امشب سرهرکوچه خداهست
روی دیواردل خودبنویسیدخداهست
نه یک بارونه ده بارکه صدباربه ایمان وتواضع بنویسید خداهست... خداهست
سرآن سفره ی خالی که پرازاشک یتیم است...خداهست
پشت دیوارگلی پیرزنی گفت:خداهست
آن جوان باهمه ی خستگی ودربه دریهاسرتعظیم فروبردوچنین گفت:خداهست
کودکی رفت کنارتخته...گوشه ی تیره ی این تخته نوشت:دردل کوچک من دردزیییییییاداست ولی
یادخداهست
یادخداهست
هرچه داریدونداریدوبپوشیدوبرقصیدوبخندیدکه امشب سرهرکوچه خداهست
روی دیواردل خودبنویسیدخداهست
نه یک بارونه ده بارکه صدباربه ایمان وتواضع بنویسید خداهست... خداهست
سرآن سفره ی خالی که پرازاشک یتیم است...خداهست
پشت دیوارگلی پیرزنی گفت:خداهست
آن جوان باهمه ی خستگی ودربه دریهاسرتعظیم فروبردوچنین گفت:خداهست
کودکی رفت کنارتخته...گوشه ی تیره ی این تخته نوشت:دردل کوچک من دردزیییییییاداست ولی
یادخداهست
یادخداهست
- ۶۷۲
- ۲۵ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط