استاد کیم

استاد کیم
پارت ۵۴
بدونه هیچ صدا ای فقد اشک هایش جاری بودن رو صورت اش یونهی از تو کمد جعبه کمک‌های اولیه را برداشت و شانه مینو را پانسمان کرد با کمک یونهی لباس اش را پوشید و موهایش را نیم بسته بست و آرایش ساده ای برایش زد
یونهی : ببین عزیزم چرا مقاومت میکنی ها
مینو خیره به یه گوشه بود و گفت
مینو : من با اون ازدواج نمیکنم همین !
یونهی : با کتک های که خوردی بازم میدونی چی داری میگی
مینو : یونهی‌ گوشیت رو بده
یونهی : میخواهی چیکار کنی ببین فکر فرار به سرت نزنه
مینو : به تو ربطی نداره زود باش
یونهی گوشی اش را به مینو داد
مینو : تو برو منم میام
یونهی از رو تخت بلند شد و رفت
مینو .... فقد و فقد تو هستی که نجاتم میدی
شماره تهیونگ را گرفت و بعد از چند بوق صدایه ناز و قشنگ تهیونگ را شنید
مینو ... دارم چیکار میکنم اون رو تو دردسر ميندازم یعنی برام جونش مهم نیست شاید این موضوع به خون و مرگ بکشه
تهیونگ : الو شما کی هستین الووووو .... اوف کیم تهیونگ هستم شما کی هستین
مینو اشک هایش جاری شدن و زود گوشی رو قط کرد
مینو ... خدا یا من چیکار کنم ....اوففف
یونهی زود وارد اتاق شد
یونهی : اومدن مینو
مینو : یونهی ....
قلب اش آن قدر بغض پر بود که از تحه قلب اش گریه میکرد یونهی سمت اش رفت و بغلش گرفت
یونهی : بیا دیگه بریم
از رو تخت بلند اش کرد و دست اش را گرفت از اتاق خارج شدن و سمته پله ها قدم برداشتن با اون لباس سفید مثل فرشته ها شدن بود نگاه اش را به پایین دوخته بود وارد سالون شد و بو عطر های شیکی به مشامش خورد
مردمک چشم هایش را بالا برد تهیان جلوش نمایان شد کنار خانم کیم نشسته بود و نیم نگاه به کانگ دا انداخت اونم کنار خانم چو نشسته بود
مینو خشک اش زده بود که چیکار کنه یونهی دست مینو را گرفت و سمته مبل رفت و نشستن
خانم چو : وای دخترم مینو چه خوشگل شده عروسه آیندم
خانم کیم : درسته یونهی هم همینجوری خوشگل شده و عروس آینده خانواده کیم
خانم لی: درسته دخترا یه خانواده لی خوشگل هستن و همچنین با ادب
مینو ... چی الان گفتن یعنی باید با کانگ دا ازدواج کنم و یونهی چی با استاد کیم دارم دیونه میشم نه نه نباید ایجوری میشد خدا یا
دوباره دست و پاهایش سوست شدن و بغض اش گرفت

@yonjin953
دیدگاه ها (۳)

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت سیزدهمصدای انفجار همه‌جا پیچید!ی...

فاصله یک لبخند تا جنون

.....//برده ی زیبا//......

خب بچه ها فیک از جیمین شی مون🤩بچه ها چون شرط نرسیده من هنوز ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.13الیز:باشه همه رف...

{استاد جدید} پارت پنجم | پایانصبح روز بعد...ات با خیال راحت ...

جنگل نفرین شده پارت ۱۱

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۰

𝒫𝒶𝓇𝓉 22عقد با رئیس مافیا ات به کانگ جون نگاه کرد.کانگ جون که...

پارت 5لحظه ی دیدار با تووقتی تهیونگ سرش رو از داخل گوشی در ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط