آخر از این بی محلی های تو دق میکنم

آخر از این بی محلی های تو دق میکنم
من شکایت از تو را نزد شقایق میکنم

خسته است دل بس شناور بوده در امواج تو
بیدرنگ او را سوار و بار قایق میکنم

سالها با یک دروغ دل را پریشان کرده ای
پرده بر میدارم و غرق حقایق میکنم

مثل یک دیوانه بودم با تو من دیوانه وار
بعد تو عاقل شدم تدریس منطق میکنم

لحظه های بی تو را پر میکنم با این غزل
لحظه های این غزل نذر دقایق میکنم

جانمازت را تو آبش میکشی با آبرو
آبرویت را چنین خرج خلایق میکنم

نیش خندی میزدی بر حال و احوالم بدان
حال و احوالم چنان احوال سابق میکنم

می روی باشد برو من را ملالی نیست چون
قلب خود را با شقایق داغ و عاشق میکنم

شاعر: محمود کیاپور
دیدگاه ها (۳)

من و تنهایی و دلتنگی و چشمی که تر می‌شد به رویت چشم می‌بستم؛...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p70لبخند هوانگ آروم محو شد._«پس بریم درب...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫂چراغ لاله روشن در حباب شب...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

#چندپارتیلینو/ا.تP:2قشنگترین لباس هات رو پوشیده بودی و منتظر...

part 2 _هوممم.. چی میگی.. این وقت شب موقع زنگ زدنه(عصبی و بی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

نانسی رفت تو اتاق خودش و نزد زیر گریه بلکه یکم چهرش درست درم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط