صبح امروز کسی گفت به من:

صبح امروز کسی گفت به من:
تو چقدر تنهایی !
گفتمش در پاسخ:
تو چقدر حساسی ؛
تن من گر تنهاست،
دل من با دلهاست،
دوستانی دارم
بهتر از برگ درخت
که دعایم گویند و دعاشان گویم،
یادشان دردل من،
قلبشان منزل من...!
صافى آب مرا ياد تو انداخت، رفيق!
تو دلت سبز،
لبت سرخ،
چراغت روشن!
چرخ روزيت هميشه چرخان!
نفست داغ،
تنت گرم،
دعايت با من!
روزهايت پى هم خوش باشد
دیدگاه ها (۱۱)

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی ... باران ...

ﮐﺪﺧﺪﺍﺋﯽ ﮐﻪ ﮔﻤﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﺧﺪﺍﯼ ﺩﻩ ﻣﺎﺳﺖﮐﺪﺧﺪﺍﺋﯿﺴﺖ ... ﺧﺪﺍﻧﯿﺴﺖ ... ﺑ...

خدایاخدایایا نوری بیفکن یا توریماهی کوچکت از تاریکی این اقیا...

دو قطره که به هم نزدیک می شوند تشکیل یک قطره بزرگتر میدهند.ا...

صبح امروز کسی گفت به من: تو چقدر تنهایی !گفتمش در پاسخ:تو چق...

صبح امروز کسی گفت به من: تو چقدر تنهایی !گفتمش در پاسخ:تو چق...

صبح امروز کسی گفت به من:تو چقدر تنهایی !گفتمش در پاسخ:تو چقد...

صبح امروز کسی گفت به من؛ تو چقدر تنهایی! گفتمش در پاسخ:تو چق...

. صبح امروزکسی گفت به من: تو چقدر تنهایی !گفتمش در پاسخ :تو ...

صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در پاسخ:تو چقدر...

صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در پاسخ:تو چقدر...

صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در پاسخ:تو چقدر...

(سهراب سپهری)صبح امروزکسی گفت به من:تو چقدر تنهایی! گفتمش در...

(سهراب سپهری)صبح امروزکسی گفت به من: تو چقدر تنهایی ! گفتمش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط