مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند. پنجره های اتاق
مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند. پنجره های اتاق باز نمی شد، نیمه شب احساس خفگی کرد، و در تاریکی به سوی پنجره رفت، اما نمی توانست آن را
باز کند.
با مشت به شیشه پنجره کوبید، هجوم هوای تازه را احساس کرد و سراسر شب را راحت خوابید. صبح روز بعد، فهمید که شیشه کمد کتابخانه را شکسته است، و تمام شب، پنجره بسته بوده است!
او تنها با فکر اکسیژن، اکسیژن لازم را به خود رسانده بود.
یادمان باشد که افکار، از جنس انرژی اند، و انرژی، کار انجام می دهد.
باز کند.
با مشت به شیشه پنجره کوبید، هجوم هوای تازه را احساس کرد و سراسر شب را راحت خوابید. صبح روز بعد، فهمید که شیشه کمد کتابخانه را شکسته است، و تمام شب، پنجره بسته بوده است!
او تنها با فکر اکسیژن، اکسیژن لازم را به خود رسانده بود.
یادمان باشد که افکار، از جنس انرژی اند، و انرژی، کار انجام می دهد.
- ۱۹.۳k
- ۲۵ دی ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط