بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد پنجاه دو🍷🔪
دستای داعش روی کمر سردم نشست
آروم آروم داشت زیپ و بالا میکشید
گونه ام سرخ شده بود
زیپو کامل بالا کشید
در اتاق ۸پرو و بست و قفل کرد
صدای مردونه اش بلند شد
+برگرد ۸
با گونه های سرخ شده آروم آروم سمتش برگشتم
از سر تا پام و نگاه کرد
_شلوارتم در بیار ببینم چطوری میشه
با خجالت زمزمه کردم
+بریم خو...
نزاشت حرفم تموم بشه
_الان میخوام ببینم! در بیاد دوست داشتنی در بیار
سری تکون دادم
آروم خم شدم و شلوارم و در آوردم و آویزون کردم
حالا من با یه تور جلوش وایساده بودم
تو اتاقم دو متری
نیشخندی زد
+سفید نه! از این به بعد لباس ز ی ر میخوای بپوشید یا سیاه بپوش با زرشکی...
داشتم از خجالت سرخ میشدم
_باشه...
+خوبه! ست میپوشی...دوست دارم اینطوری
پارت صد پنجاه دو🍷🔪
دستای داعش روی کمر سردم نشست
آروم آروم داشت زیپ و بالا میکشید
گونه ام سرخ شده بود
زیپو کامل بالا کشید
در اتاق ۸پرو و بست و قفل کرد
صدای مردونه اش بلند شد
+برگرد ۸
با گونه های سرخ شده آروم آروم سمتش برگشتم
از سر تا پام و نگاه کرد
_شلوارتم در بیار ببینم چطوری میشه
با خجالت زمزمه کردم
+بریم خو...
نزاشت حرفم تموم بشه
_الان میخوام ببینم! در بیاد دوست داشتنی در بیار
سری تکون دادم
آروم خم شدم و شلوارم و در آوردم و آویزون کردم
حالا من با یه تور جلوش وایساده بودم
تو اتاقم دو متری
نیشخندی زد
+سفید نه! از این به بعد لباس ز ی ر میخوای بپوشید یا سیاه بپوش با زرشکی...
داشتم از خجالت سرخ میشدم
_باشه...
+خوبه! ست میپوشی...دوست دارم اینطوری
- ۱.۷k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط