انتظار-نونو ژودیس

انتظار-نونو ژودیس
و چنین است که می‌رسم به این کرانه‌
که تنها مردگان در انتظار من‌اند
از لابلای درختان نگاهم می‌کنند
برگ‌های خشک
دستانِ پیش آمده‌ی آنهاست

می‌نشینم بر سنگ رودخانه
و گوش می‌سپارم به گلایه‌هایشان
می‌گویم:
«هیچ چیز نمی‌تواند آرامتان کند.»
و گریه‌هاشان جاری می‌شود با آب،
در پژواک جریان رود

چرا زورق بازگشت تأخیر کرده‌است؟
چه باید کرد
اینجا در این کرانه‌ که مردگان همراه من‌اند؟

افق خالی‌ست.
تنها ابری سرگردان فرامی‌خواندَم
با نشانی سفید
چنان که انگار می‌توان سوار شد بر ابر

ترجمه-سارا سمیعی
دیدگاه ها (۱)

یه مشت احمق جمع شدن تو ایران گندزدن به رسومات و فرهنگ ایرانی...

وقتی که مادر شهید، عکسی را که نبـاید ببیند و اتفـاقی در تلفـ...

عزیز البریهی

🎤 صدای #آوینی را می‌شنوید:و اکنون نیز حکام جور همان را میگوی...

تو خیلی چیزا یادم دادی....😭😭#رهبر_شهیدم #بامان_الله #ایران_م...

#حدیث_گرافی 🍀کلام حضرت امیرالمونین:کم‌رویی موجب محرومیت است....

دکترینِ بهرام محمدی برای تاب‌آوریِ معیشتی۱۴۰۰۰ گزارهٔ امیدبخ...

m و e 🛐😭ویسگون ندارن متاسفانه🗣

#رپبه آمریکا پرست ها لعنت...به همه بی طرف ها لعنت...#وطن #ای...

‏♨️رسانه‌های اوکراینی: هر سه نیروگاه اصلی برق در کی‌یف از مد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط