هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
#پارت_49
محکم پرتش کردم رو تخت
_لیاقت خانوم شدن این خونه رو نداری!
ببینم لیاقت کَر.دنو داری؟
بعد قهقهه ای زدم ،سعی کرد از روی تخت بلند شه که خیمه زدم روش
رنگش پریده بود..حتی تو عصبانیت هم دلم نمیومد آسیبی بهش برسونم ‌..
از روش بلند شدم ..فریاد زدم:
_تف بهت لعنتی!
سریع از اتاق خارج شدم
سارا سریع نزدیکم شد اب خنک رو دستم داد
+ بخور اعصابتو آروم می‌کنه!
لیوانو پس زدم کلافه غریدم
_سریع ی بلیت آمریکا برام بگیر!
متعجب لب زد
+آمریکا ؟
سری تکون دادم ازش فاصله گرفتم ..
سرمو بین دستام گرفتم ..
آخ پناه! چرا اومدی تو زندگیم لعنتی ؟
شاید یکم فاصله گرفتن بهتر بود!
به اون هَر زه کثیف زنگ زدم بعد از چند تا بوق صداش اومد
+بله؟
_بهبه!
با شنیدن صدام نگران لب زد
+دخترمو کجا بردی؟ خدا ازت نگذره لعنتی چرا امیر رو زدی ؟
عصبی غریدم
_دو دیقه خفه بمیر لعنتی!
به اون حرو.می بگو اطراف پناه ببینمش دارش میزنم!
+آقا قربونت برم توروخدا دخترمو بده..
نیشخندی زدم
_ چک میدم به مسئول شرکتم برو ازش بگیر و بعدش دور پناه رو خط بکش!
+آقا
خواست حرفی بزنه که گوشیو قطع کردم
_ساراا!!
سارا هول زده دویید سمتم
+ جانم
_گرفتی بلیتو؟
+اره گرفتم فردا ساعت 8 صبح باید برید‌‌..
سری تکون دادم
دیدگاه ها (۱۲)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_48ماشینو روشن کردم پامو گذاش...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_47دستشو گرفتم کشیدمش بیرون ت...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_28نگاهی به هیکلم انداخت+خیلی...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_43سری تکون دادم _پناه کریمی!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط