#برادر‌ناتنی‌‌من

#برادر‌ناتنی‌‌من
#Part_5
·
·
·
یه فیلم رمانتیک گذاشتم و با لیسو نگاه کردیم و کلی خوراکی خوردیم و خوش گذروندیم..

که یه‌دفعه یه صحنهٔ ب‍...‍وس‍.‍ه از فیلم بود که ناگهان در خونه با شدت باز شد و یه صدایی اومد...

جونگ‌کوک بود که گفت : " چشمم روشن..خواهرم داره فیلمای خاک‌برسری نگاه میکنه نچ‌نچ‌نچ.! "

با کمی خجالت و اعتراض لب زدم : " اهههه جونگ‌کوک لطفاً مزاحم نشو دیگه.. "

کوک : " معرفی‌شون نمی‌کنی؟! "

ا/ت : " آها این دوستمه ؛ اسمش لیسوعه . "

هردو هم زمان باهم بهم گفتن : " از آشنایی باهات خوشبختم . "

یه حس رقابت شدیدی بین جونگ‌کوک و لیسو بود!

کوک : " ا/ت خانوم دارم از گرسنگی میمیرم.. نمیخوای برام از غذاهای خوشمزت درست کنی؟؟ "

ا/ت : " باشه الان درست می‌کنم.. "

شروع کردم به درست کردن خورشت توفو ، به همراه کیمپاپ .

گذاشتمشون روی میز ؛ و منتظر نظر کوک بودم..

کوک بعد از اینکه یه قاشق از خورشت توفو خورد ، صورتش گرفته شد.!

نگران شدم که خوشمزه نشده باشه..

پس ازش پرسیدم : " چطور شده؟! "

مدتی سکوت کرد و بعد گفت : " این عالیه "

بعد شروع کرد به تند تند خوردن خورشت که لیسو هم دید که کوک داره انقد با اشتها خورشت میخوره ، ظرف خورشت رو از کوک گرفت و شروع به سریع خوردن خورشت کرد..

کوک : " هی اون خورشت مال منه! "

سِمی : " اینو دوستم پخته ؛ ا/ت اگه پسر بودم تورو می‌گرفتم! "

کوک : " فعلاً که پسر نیستی😏 پس من ا/تو میگیرم! "
·
·
·
خمارییی تا پارت بعدییی…❤️🍓
دیدگاه ها (۵)

تهیونگ خوشگلم :)

من بمیرم برای اون خنده های قشنگت عشق قشنگم :)

#برادر‌ناتنی‌‌من#Part_4···به سمت اتاقم رفتم .لباسام رو پوشید...

#تکپارتی درخواستی اسمات جنبه نداری نخون :کاپل : اتــ ، جونگ...

_____________________________________CARTOGRAPHER'S OATH PAR...

سناریو سانزو پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط