تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام

تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام
دردِ یک اتفاق که شاید با اتفاقِ تـو
دردش متفاوت باشد ویرانم می کند
من از دست رفته ام ، شکسته ام
می فهمی ؟
به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛
اما اشک نمی ریزم
پنهان شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند ...
دیدگاه ها (۱)

همین که هستی...همین که لابلای کلماتم نفس میکشی؛همین که در سر...

بـغض مـیکنم... از تـرس روز هـایی کـه، ...

من آنقدر خواستمت که نخواستنت را ندیدمتو آنقدر نخواستی که هیچ...

وقتی گناهم "تو"باشیبه جهنم که به بهشت نمی روم،!!

تمام تنم میلرزد…از زخمهایی که خورده ام!من از دست رفته ام… شک...

تحقیر نکنیم و احترام کنیم

زرهی که برای جنگ با زخم‌ها به تن کردیم، حالا به پوستِ تنمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط