تعیونگ نفس عمیقی کشید و تلخ خندید سپس تند جیمین را کوتاه

تعیونگ نفس عمیقی کشید و تلخ خندید سپس تند جیمین را کوتاه و محکم بغل کرد سپس سمت دکتر چرخید: میتونیم ببیمنش
چانمی محکم ایستاد : من مادرش هستم .. دخترک چش‌ شده بود ..
دکتر : آروم باشین .. خانم پارک مین جی ۲۰ روزه باردار بدون .. و انگار بر اسر استرس و فشار زیاد ذهنی نگرانی زیاد .. خونریزی شدن .. ولی زود به بیمارستان مراجعه نکردن .. متأسفم - روبه تعیونگ کرد - بچه رو از دست دادیم فقد دو روز زود تر می‌آوردنش بچه زنده می‌ماند ..
دکتر دیگر چیزی نگفت و رفت چانمی جلو تهیونگ ای که غرق افکارش بود ایستاد سپس با بغض گفت : بیا .. اینجوری که میخواستی شد ..
دیدگاه ها (۶)

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۰۲بلند کردن دستچانمی : بیا همون طور...

خیلی خسته. روی صندلی نشست جان هم کنارش نشست .. میون‌شی پاک ز...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۰۱کنارش ایستاد.. میون‌شی کیفش روی ز...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۰۰با صدا رنگ گوشی پاک از روی هم برد...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۱۶۱لباس گلگی مانند را کنارش گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط