در آغوش فشردمت

در آغوش فشردمت
تو را که در قلبم نشسته بودی
باید از تو می گذشتم!
چون آب
رودخانه میشدم
از لابه لای سنگ ها عبور میکردم
و به دریا می ریختم
اما در تو
جا ماندم!
همچون مرداب که نیلوفری سپید
را در آغوش کشیده است!
دیدگاه ها (۱)

در فراسوهاى عشـقتو را دوست دارمدر فراسوى پرده و رنگدر فراسوى...

تو نیستی و هر صبح زندگیبا هوای ابری چشم های منشروع می شود هر...

صدایم زدسراسیمه به سمتش دویدم، اما چیزی نبود!گویا فقط صدایش ...

سال ها گذشت،و من همچنان در انتظارت ثانیه ها را میشمارم. انتظ...

#شراب_سرخ Part: ⁵⁷ گوشی مو و یه اسحله ای که قبلا از اتاق تهو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط