عشق🖤🍒سیاه♡꙳ 𝓼𝓲𝔂𝓪𝓱🖤🍒𝓪ş𝓴♡꙳

عشق🖤🍒سیاه♡꙳ 𝓼𝓲𝔂𝓪𝓱🖤🍒𝓪ş𝓴♡꙳

پارت دوازدهم

توانا درو باز کرد یکی بود با یه خرس بزرگ یه دسته گل جلو صورتش

توانا: ببخشید فکر کنم اشتباه امدید

دسته گل از روی صورت رفت کنار

یاعیز:نه دقیقا ماله خودتونه

توانا:تا کامل نبخشمت دست بردار نیستی

یاعیز: هرگز

توانا:باشه بیا تو

یاعیز:خب خانم ناز چه خبرا بدون من

توانا: منو ناز صدا نزن

یاعیز ولی اسمت اینه

ادامه دارد 🤍🖤
دیدگاه ها (۰)

کسایی که گزارش کردن بیان پیوی کارشون دارم برا آخرین بار جون ...

رل توانا داغون شدم که با یاعیز نیست

عشق🖤🍒سیاه♡꙳ 𝓼𝓲𝔂𝓪𝓱🖤🍒𝓪ş𝓴♡꙳پارت یازدهم چاعان لیا داشتن تو راهرو...

بعضیا خیلی خوشحالی می کنن می‌خوام من برم

درخواستی از ایزانا اگر موقع دعوا بهش سیلی بزنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط