‍ سیره عملی سردار شهید ((حاج محمد ابراهیم همت))

‍ سیره عملی سردار شهید ((حاج محمد ابراهیم همت))

رفته بود سر کمدش و با وسایلش ور می‌رفت. هر وقت از دستم ناراحت می‌شد این کار را می‌کرد، یا جانماز پهن می‌کرد و سر جانمازش می‌نشست.
رفته بودم سر دفتر یادداشتش و نامه‌هایی را که بچه‌ها براش نوشته بودند خوانده بودم. به قول خودش اسرارش فاش شده بود. حالا از دستم ناراحت بود.
کنارم نشست و گفت «فکر نکن من این‌قدر بالیاقتم. تو منو همون‌جوری ببین که توی زندگی مشترکمون هستم.»
توی خودش جمع شد؛ انگار باری روی دوشش باشد. بعد گفت «من یه گناه بزرگی به درگاه خدا کرده‌م که باید با محبت اینا عذاب بکشم.»

#شهیدهمت_رایادکنید_باذکرصلوات
#ادامه_دارد....

🍃 💟 @loveshohada28

#الله_اڪبر
دیدگاه ها (۱)

دوباره خبر رسید یه لاله پر کشیدمدافع حرم، حسین آقادادی از اص...

هفت توصیه امروز رهبرانقلاب به مسئولان کشور، فعّالان سیاسی و ...

از هجر تو بی قرار بودن تا کی؟ بازیچه ی روزگــار بودن تا کی؟ت...

‍ ‍ ‍ #قرارشبانه_ڪانال_شهادت_زیباست#هرشب_معرفےیک_شهید🌷 شهید ...

یه آرمی اتفاقی بعد از اینکه از کافه Chompi نزدیک ساختمان HYB...

عشقی دوبارهp⁵"ویو ا.ت"نشسته بودم روی تخت و گوشی رو دستم گرفت...

آرزوی دیدارت را دارم... پارت 44["ویو سلین"]فقط دو آدم خسته.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط